بایگانیِ دسامبر 6, 2009

نکات مهم ویژه 16 آذر

یک ـ اگر وسیله نقلیه دارید با وسیله نقلیه خود به سمت میدانهای اصلی شهر حرکت کنید و سعی کنید با این کار ترافیک ایجاد کنید تا با این کار نقل و انتقال نیروهای سرکوبگر را سخت کنید.
خوب به این عکس نگاه کنید:

در چنین ترافیکی نیروهای سرکوبگر رژیم فلج خواهند شد و قدرت مانور و حرکت نخواهند داشت.
اما در مقابل به عکس زیر نگاه کنید:
نیروهای سرکوبگر خیلی راحت از یک سوی خیابان با پیاده نظام و سواره نظام وارد می شوند و به مردم حمله می کنند.
پس می بینید که وجود ترافیک چه نقش مهمی می تواند داشته باشد.
دو ـ به صورت گروهی حرکت کنید.
شوربختانه ما ایرانیها خیلی کم می شود که به صورت گروهی کار کنیم اما برای لزوم نیاز به حرکتهای گروهی در تظاهرات به عکس زیر نگاه کنید:

چنین صحنه هایی نه تنها باعث شناسایی شما می شود بلکه می تواند خطر دستگیری و حتی خطر مرگ برای شما داشته باشد , اما در مقابل اگر حرکت شما به صورت گروهی باشد
نه تنها خطر دستگیری و شناسایی شما به صفر می رسد بلکه قدرت شما مانور , روحیه و مبارزاتی شما چند برابر می شود.
برای نمونه به عکس زیر نگاه کنید:

پس فراموش نکنید که قدرت شما در با هم بودن شما است.
سعی کنید با زنجیر کردن دستها در یکدیگر یک دیوار دفاعی در مقابل نیروهای سرکوبگر ایجاد کنید.
این کار حتی از نظر روحیه در شما ایجاد قدرت می کند زیرا اصولا ما انسانها هنگاهی که با هم هستیم احساس قدرت بیشتری می کنیم.
پس با هم باشیم و این با هم بودن را به دشمنانمان نشان بدهیم.
سه ـ با دستهای خالی در تظاهرات نباشید.
حتما می دانید بعضی وقتها دوربینهای رادیو و تلوزیونی یک جمعیت صد نفره را هزار نفر نشان می دهند و یا بر عکس یک جمعیت هزار نفره را صد نفر نشان می دهند.
شاید از خودتان پرسیده باشید چطوری چنین کاری امکانپذیر است.
برای نمونه به عکس زیر نگاه کنید:

در این عکس گروهی  از دانشجویان با دستهای خالی و بدون فاصله در کنار یکدیگر ایستاده اند.
جمعیت این دانشجویان حدودا چند صد نفر است که چون فشرده به هم و با دستهای خالی ایستاده اند می توان براحتی این جمعیت را دهها نفر نیز گزارش کرد.
اما حالا به عکس زیر نگاه کنید:

در این عکس تعدادی زیادی شعارهای نوشته شده در دست افراد می بینید.
همزمان تعداد زیادی نیز کلاههای کاغذی بر سر دارند که همین تعداد کم می تواند در خبرها چند صد نفر گزارش بشود.به عبارت دیگر شما باید در تظاهراتها همیشه به شکلی حضور خود را نشان بدهید و فراموش نکنید که دوربینهای خبری از بالا شما را می بینند و نه از بین شما, به همین منظور سعی کنید همیشه دست نوشته و یا تابلویی با خود داشته باشید که بالا نگهدارید چون این کار هم چهره شما را می پوشاند و هم اینکه تعداد شما را در تظاهرات بیشتر نشان می دهد.
البته باید یادآوری کرد که رژیم هم از این ترفند در تظاهراتهای خودش استفاده می کنید و برای نمونه به عکس زیر نگاه کنید:

در این عکس رژیم دست هر یک نفر , یک پرچم و یا تابلو داده تا تعداد افراد  در تظاهرات را چندین برابر نشان بدهد.
و همزمان نباید فراموش کرد که بعضی وقتها یک نوشته زیبا می تواند به اندازه چندین کتاب حرف بزند که برای نمونه به عکسهای زیر دقت کنید:

پس سعی کنید حتما یک دست نوشته یا پرچم کوچک همراه داشته باشید.
چهار ـ نقاب به چهره بزنید.
امروزه افراد زیادی به دلیل آلودگی هوا از ماسکهای تنفسی استفاده می کنند که می تواند بهترین وسیله برای پوشاندن چهره باشد.
این ماسکها نه تنها باعث می شود عوامل رژیم نتوانند شما را در تظاهراتها شناسایی کنند , بلکه باعث می شود که در مقابله با گازهای اشک آور کمتر  اسیب ببینید.
برای نمونه به عکسهای زیر دقت کنید که چهره افراد اصلا قابل شناسایی نیست.

پنج ـ مقابله با گاز اشک آور
برای مقابله با گازهای اشک آور روشهای گوناگونی وجود دارد که بسته به نوع گازی دارد که از آن استفاده شده چون گازهای اشک آور انواع گوناگون دارد.
اما چون ما نمی دانیم که گاز اشک آوری که قرار رژیم از آن استفاده کند از چه نوعی است بنابراین چند توصیه کلی و عمومی داریم.
ـ  سعی کنید اگر گاز اشک آور به طرف شما پرتاب شد با پا آن را به سوی خود ماموران پرتاب کنید اما دقت داشته باشید که دست به آن نزنید چون بسیار داغ است و باعث سوختگی شدید پوست می شود.
ـ با آب سرد چشمها و صورت خود را خوب بشورید.
ـ به هوای آزاد بروید و نفس عمیق بکشید.
البته این زمانی است که گاز اشک آور پرتاب شده و دود آن در هوا پخش شده است اما برای پیشگیری چند کار می شود کرد.
بهترین کار این است که شما  یک روزنامه و یا مجله همراه داشته باشید و قتی گاز در هوا پخش شد , سریع این روزنامه را آتش بزنید و جلوی صورت خود بگیرید  چون آتش مثل یک دیوار دفاعی در روبروی صورت شما عمل می کند و از برخورد گاز با صورت شما جلوگیری می کند.
یا اینکه سعی کنید در مسیر تظاهرات آتش برپا کنید تا اگر  گاز اشک آور پرتاب شد , کم اثر و یا حتی بی اثر بشود.
شش ـ در یک محل ساکن نباشید و دایم در حرکت باشید.
دقت داشته باشید که وقتی یک جمعیتی در یک محل جمع شده باشد دیر یا زود گزارش آن به عوامل رژیم می رسد و نیروهای رژیم  را به محل می فرستد , اما اگر شما در حرکت باشید این کار را برای رژیم دشوار می کند که موقعیت شما را شناسایی کند و برای سرکوب برنامه ریزی کند.
پس سعی کنید دایم در حال حرکت باشید.
هفت ـ ردپای خود را در مسیر تظاهرات به جا بگذارید.
راهپیماییهای مردمی بهترین فرصت برای شعار نویسی است.
چون خواسته یا ناخواسته هر تظاهراتی بعد از مدتی آرام می شود اما شعارها و یا آثار باقی مانده از آن تظاهرات تا مدتها باقی خواهد ماند.
پس سعی کنید از این فرصتها استفاده کنید و شعارنویسی کنید و به این وسیله  وجود خودتان را در آن محل به ثبت برسانید.
برای نمونه به عکس زیر نگاه کنید:

هشت ـ سعی کنید در گرفتن عکس و فیلم دقت کنید.
بعضی وقتها یک عکس و یا یک فیلم خوب می تواند بهتر از صدها گزارش و شعار حرف برای گفتن داشته باشد.
پس سعی کنید هنگام عکس گرفتن نکات زیر را دقت کنید:
چهره افراد در عکس قابل شناسایی نباشد
نور  عکس نه آنقدر کم باشد که هیچی دیده نشود و یا نه آنقدر زیاد که باز چیزی دیده نشود.
سعی کنید از سوژه هایی عکس بگیرید که حرفی برای گفتن داشته باشند.
برای نمونه چند عکس را در زیر می آوریم:

در آخر وعده دیدار ما روز 16 آذر در سراسر کشور.
فراموش نکنید که ما همه با هستیم.
با سپاس

تیم خبری  ایران7031

نوشتن دیدگاه

در بیانیه شماره دو ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی تاکید شد:

ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی ایران در بیانیه‌ای از سخنان سردار علی فضلی فرمانده سپاه سیدالشهدا(ع) استان تهران که به مناسب روز 16 آذر اعلام نمود که «قصد داریم در این روز به دانشجویان در دانشگاه‌های سراسر کشور به‌خصوص استان تهران گل هدیه دهیم» استقبال نمود. این ستاد در دومین بیانیه خود به مناسبت 16 آذر ضمن تاکید بر نفی هر گونه خشونت آورده است:

در شرایطی که جنبش دانشجویی سراسر کشور خود را برای حضور در مراسم 16 آذر ماه امسال آماده می‌کند‌، همچنان احضار، دستگیری و صدور احکام کمیته انضباطی برای دوستان و هم‌دانشگاهی‌های ما دامه دارد. اقداماتی که نه تنها کوچکترین خللی در اراده و عزم دانشجویان برای شرکت در مراسم «ضد استبدادی» 16 آذر وارد نمی‌کند بلکه صفوف آنان را منسجم‌تر و عزمشان را برای حضوری سبز راسخ‌تر خواهد نمود. دانشجویان همچون هر سال در روز 16 آذر ضمن نفی استبداد مطلقه‌، دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران را محکوم خواهند و مخالفت خود را با دولت کودتایی احمدی‌نژاد و حامیانش اعلام خواهند نمود.در این میان جنبش دانشجویی اظهارات سردارعلی فضلی و اعلام اینکه در این روز سپاه به دانشجویان گل هدیه خواهد داد را به فال نیک خواهد گرفت و این اقدام را در راستای زدودن چهره خشن و ضد مردمی از سپاه پاسداران مثبت قلمداد می‌کند. چهره‌ای که توسط اندک نیروهای مزدور در این نیروی مردمی در جریان سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردم به شدت آسیب دید و خدشه دار شد.ما ضمن ادای احترام به برادران پاسداری که خود را حامی مردم ایران می‌دانند اعلام می‌داریم آغوش دانشجو و دانشگاه برای پذیرایی از شما گشاده است. پاسخ گل‌های شما شال‌های سبز و دست‌های گرم و پر مهر دانشجویان خواهد بود. ما اعتقاد و ایمان راسخ داریم اکثریت سپاه پاسداران فرزندان ملت و برادران ما هستند که از شرایط موجود در جامعه به شدت ناراضی و نگرانند. 16 آذر می‌تواند فرصتی مناسب برای پیوند دوباره میان مردم و سپاه باشد.

ما همچنان بر مبارزات بدون خشونت خود تاکید کرده و تا احقاق حقوق حقه مردم ایران از مبارزه در راه آزادی و برابری دست بر نخواهیم داشت.

ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی
14 آذر 1388

(۱) دیدگاه

گفتگوی چالشی «اعتماد» با دبیرکل موتلفه : موسوی حتما باید محاکمه شود /رییس قوه قضاییه نیستم که بگویم احمدی نژادمحاکمه شود

اعتماد- کيوان مهرگان – فاطمه استيري : براي اين گفت وگو مي توان مقدمه مفصلي نوشت اما لطف صراحت مباحث مطرح شده در آن، اين گفت وگو را بي نياز از هر مقدمه يي مي کند. هرآنچه گفتني است را در متن مي خوانيد.

- حزب موتلفه و شخصيت هاي برجسته اين جريان فکري و سياسي پس از 22 خرداد تا به امروز مواضع مختلف و گاه متناقضي از خود نشان داده اند به طور مثال آقاي عسگراولادي به عنوان چهره شاخص جريان موتلفه در جايي مي گويند؛ «ما موسوي و کروبي را مفت به دست نياورده ايم که مفت از دست بدهيم.» اما بعد از آنکه آقاي شريعتمداري به او معترض مي شود که «ما نظام را مفت به دست نياورده ايم که مفت از دست بدهيم»، شما به عنوان دبيرکل حزب و آقاي عسگراولادي شروع مي کنيد به عقب نشيني کردن از آن مواضع. آن ديدگاه با چه تحليلي بيان شد و اين مواضع جديد با چه تحليلي ارائه مي شود؟

پس از برگزاري انتخابات و التهاباتي که به وجود آمد، ما در حزب موتلفه جمع بندي هايي داشتيم و به اين نتيجه رسيديم که به عنوان يک تشکيلات سياسي ملزم به انجام يکسري کارهاي سياسي هستيم که نتيجه آن کاهش التهابات پيش آمده باشد. به همين دليل در هفته دوم پس از انتخابات تصميم گرفتيم خودمان و برخي شخصيت هاي اصولگراي غيرموتلفه يي را به انجام آن افعال سياسي ترغيب کنيم. مهم ترين اين برنامه هاي در نظر گرفته شده ملاقات با شخصيت هاي مختلف بود. در همين چارچوب ملاقات هايي با آقايان هاشمي رفسنجاني، مهندس ميرحسين موسوي، خاتمي، کروبي، دکتر احمدي نژاد، محسن رضايي و نيز آيت الله مهدوي کني، آيت الله امامي کاشاني و… انجام داديم. در اين ديدارها تلاش ما بر اين بود که نظرات مان را به اين شخصيت ها ارائه کنيم و پيشنهاداتي را در جهت کاهش تنش ها با آ نها در ميان بگذاريم. به عنوان مثال چند تن از شخصيت هاي اصولگراي موتلفه يي و غيرموتلفه يي و در راس آنها آقاي عسگراولادي در همان هفته دوم پس از انتخابات ملاقاتي با آقاي ميرحسين موسوي در دفتر کارشان داشتند. در آن ملاقات نظر جمع به ايشان منتقل شد. به ايشان گفتيم ادامه راهي که پس از انتخابات در پيش گرفته ايد نه به صلاح شماست نه به صلاح انقلاب. گفتيم شما هشت سال در زمان امام نخست وزير بوديد و احترامي براي خودتان جلب کرديد و تقريباً 20 سال سکوت کرديد اما بيانيه هايي که اينک از سوي شما صادر مي شود و اين موضوع تقلب در انتخابات و متهم کردن مکرر دولت و شخص آقاي احمدي نژاد به دروغگويي به نظر ما کارهاي درستي نيست. در آن جلسه يکي از پيشنهادات ما به آقاي ميرحسين موسوي اين بود که اگر معتقدند تقلبي در انتخابات صورت گرفته از امکان هاي قانوني براي اعتراض استفاده کنند چرا که در قوانين موجود پيش بيني شده که اگر کسي از نامزدها به نتيجه شمارش آرا اعتراضي داشته باشد، مي تواند اين اعتراض را مطرح کند.

-همه پيشنهاد آن هيات در ديدار با موسوي همين بود؟

مهم ترين اش اين بود.

-پاسخ آقاي موسوي چه بود؟

اجازه بدهيد اول بگويم که در حواشي اين پيشنهاد چه صحبت هايي رد و بدل شد. به ايشان گفته شد با فرصت پنج روزه يي که مقام معظم رهبري براي تاخير در اعلام نتايج دادند، فرصت خوبي برايتان پيش آمده که درباره ادعاي تقلب در انتخابات، صندوق هايي را که فکر مي کنيد نتايج شان ايراد دارد، در سراسر کشور اعلام کنيد. قانون هم به شما اجازه داده نماينده معرفي کنيد و صندوق ها با حضور نمايندگان دستگاه اجرايي و شوراي نگهبان و نماينده يي که شما معرفي مي کنيد، بازشماري شود. ايشان گفتند من اطميناني به ناظران و مجريان انتخابات ندارم، بنابراين چگونه مي توانم از آنها بخواهم به اين موضوع رسيدگي کنند. به ايشان گفته شد قانون اجازه داده است شما نماينده معرفي کنيد و با حضور نماينده شما اين کار انجام شود به خصوص اينکه شوراي نگهبان هم تلويحاً پذيرفت هياتي علاوه بر شوراي نگهبان و دستگاه اجرايي در کليات قضيه حضور داشته باشد. حتي کار تا به آنجا پيش رفت که حجت الاسلام رحيميان به عنوان يک فرد بي طرف که نه عضو شوراي نگهبان است و نه دستگاه اجرايي، براي حضور از طرف معترضان اعلام آمادگي کرد. آقاي مهندس موسوي در آن جلسه اظهار کردند اگر غير از شوراي نگهبان و دستگاه اجرايي کساني هم باشند که عضو اين دو ارگان نباشند، پيشنهاد خوبي داده شده است اما فرداي آن روز بيانيه يي ديگر دادند و مجدداً حرف هاي گذشته را تکرار کردند و تا امروز هم ايشان حاضر به بازشماري صندوق هاي پلمب شده نشده اند.-خود شوراي نگهبان که بدون حضور نماينده نامزدها بازشماري انجام داد و در آن بازشماري هم شبهه يي بر شبهات معترضان اضافه شد و با استناد به عکس هايي که در ايرنا منتشر شد، تعدادي از آرا تا نخورده بودند و تعدادي هم با يک خط نوشته شده بودند (هر چند من ترجيح مي دادم گفت وگويمان به سمت انتخابات کشيده نشود).بگذاريد موضوع قبلي را تکميل کنم تا بعد به اين بحث هم برسيم. البته من به عنوان وکيل مدافع شوراي نگهبان و دستگاه اجرايي با شما مذاکره نمي کنم بلکه از جايگاه دبيرکل حزب موتلفه با شما مصاحبه مي کنم و آن کارهاي سياسي را که حزب موتلفه براي کاهش التهابات انجام داد، بازگو مي کنم. آقاي مهندس موسوي با آنکه در آن جلسه بازشماري برخي صندوق ها با حضور شوراي نگهبان، دستگاه اجرايي و نمايندگان ايشان و هياتي بي طرف را پذيرفتند اما بعد به اين بازشماري تن ندادند. آقاي محسن رضايي هم تا آنجا که ما اطلاع داريم حاضر شدند در برخي استان ها اين بازشماري با حضور نمايندگان ايشان انجام شود و بر اساس گزارشاتي که ما داريم تفاوت قابل توجهي هم پيدا نشد به گونه يي که کم يا زياد شدن آرا نمي توانست در سرنوشت کلي انتخابات آنچنان تاثيرگذار باشد. اما تا آنجا که من اطلاع دارم، در سه استان خوزستان، اصفهان و کرمانشاه نمايندگان آقاي رضايي معرفي شدند و بازشماري انجام شد. بنده در همان روزهاي پرالتهاب انتخابات از طرف جمع با آقاي محسن رضايي ملاقات کردم و به ايشان گفتم اينکه شما راضي به بازشماري شده ايد، به نظر من کار خوبي است. منتها من با ايشان مطلبي را عنوان کردم که حالا اشکالي نمي بينم بخشي از آن را در اينجا مطرح کنم. من به آقاي رضايي گفتم آقاي موسوي براي حرف اشخاصي نظير من ارزشي قائل نيست بنابراين مي دانم ملاقات من با ايشان بي تاثير خواهد بود اما با شما سابقه دوستي و همکاري دارند به خصوص از زمان جنگ که شما فرمانده سپاه بوديد و ايشان نخست وزير بودند. به آقاي رضايي گفتم برداشت من اين است که اگر آقاي موسوي همين راه را ادامه بدهد، به آخر نرسيده بني صدر خواهد شد حالا اگر مصلحت مي دانيد و برداشت مرا قبول داريد، شما با آقاي مهندس موسوي ملاقات داشته باشيد و اين هشدار را شما به ايشان بدهيد زيرا من احتمال مي دادم آقاي موسوي براي حرف آقاي رضايي اهميت بسيار بيشتري قائل باشند اما اصلاً احتمال اين وجود نداشت که بخواهند به حرف من گوش کنند. آقاي رضايي در آن جلسه به من گفتند من نگاه و برداشت شما را قبول دارم و کاري هم که شما مي کنيد و اينکه با شخصيت هاي مختلف ديدار مي کنيد براي آنکه التهاب ها کاهش پيدا کند، کاري است که خيلي ها نمي توانند انجام بدهند اما موتلفه مي تواند، بنابراين آقاي رضايي اصل اين رفت و آمدها را تاييد کردند.

-يعني آقاي رضايي تاييد کردند که راه آقاي موسوي به بني صدر شدنش منتهي مي شود؟

بله، ايشان گفت اگر اين راهي که انتخاب شده ادامه پيدا کند من برداشت شما را قبول دارم که آقاي ميرحسين موسوي تبديل به بني صدر خواهد شد و برداشت مرا تاييد کرد. در همان زمان ملاقاتي ميان آقاي عسگراولادي و شخص آقاي کروبي انجام شد. آقاي عسگراولادي به ايشان تذکر دادند که ما فکر مي کنيم با وجود آنکه امام بين ما نيست اما بر اعمال ما ناظر است و شما که مي گوييد پيرو امام هستيد، خوب است که بر اين نظارت امام اهميت قائل شويد و بعد مثال هايي براي آقاي کروبي طرح کردند.ايشان اولاً از اينکه آقاي عسگراولادي به ديدارشان رفته، استقبال کردند و مطالبي ميان آنها مطرح شد.

-آقاي عسگراولادي به تنهايي با آقاي کروبي ديدار کردند؟

بله، البته در ملاقات با مهندس موسوي تنها نبودند اما در ملاقات با آقاي کروبي ايشان تنها بودند. در همين رابطه ديداري هم ميان آقاي بادامچيان و آقاي رفسنجاني صورت گرفت. در آنجا هم به ويژه پس از خطبه هاي 29 خرداد مقام معظم رهبري با آقاي هاشمي صحبت شد که ما هم قبول داريم در حق شما مطالب نادرستي گفته شده اما شما آقاي هاشمي رفسنجاني هستيد و آن شرح صدرتان ايجاب مي کند که به ويژه پس از سخنان رهبري که از شخص شما به وجه شايسته يي تجليل کردند خوب است شما هم پاسخي به تجليل ايشان از خودتان داشته باشيد. دوم آنکه در ملاقات دوستان ما با آقاي هاشمي از ايشان خواسته شد نسبت به مساله اغتشاش و اغتشاشگران بي تفاوت نباشند.

-پاسخ ايشان به اين پيشنهاد چه بود؟

آقاي هاشمي در آن جلسه در مجموع نسبت به اين خواسته نظر موافق داشتند اما در همان روزها با دستگيري خانم فائزه هاشمي مواجه شديم که حدس مي زنيم اين دستگيري بر ذهنيت آقاي هاشمي اثراتي گذاشت.يکي از دوستان ما در همان هفته ها مامور شدند که با آقاي خاتمي ملاقاتي داشته باشند. آن عضو حزب موتلفه که اتفاقاً دوستي هم با آقاي خاتمي داشت، برداشت هاي ما و اعتقادمان به اينکه بايد التهابات کاهش پيدا کند را با ايشان مطرح کردند. حالا من نمي خواهم وارد جزييات اين مباحث شوم اما حرف کلي ام اين است که ما معتقد بوديم بايد برويم به سمت ارتباطات با شخصيت هايي که حتي ممکن است اشتباهاتي هم مرتکب شده باشند.

-قبل از آنکه وارد بحث تازه يي شويم، مايلم درباره ملاقاتي که گفتيد با آقاي احمدي نژاد داشته ايد صحبت کنيد. کس خاصي با ايشان ملاقات کرد يا هياتي از اصولگرايان با ايشان ملاقات کردند؟

از طرف ما دو يا سه نفر به اين ديدار رفتند. آنچه با آقاي احمدي نژاد مطرح شد اين بود که به هر حال بعد از انتخابات تنش هايي در کشور به وجود آمده و بايد سعي کنيم اين التهاب را کم کنيم. به ايشان گفتيم چه طرف هاي مقابل شما و چه خودتان اگر مطالبي بگوييد که اين التهاب افزايش پيدا کند، ما اين کار را به نفع انقلاب نمي دانيم و معتقديم در مواردي حتي اگر کسي از شما حق را با خودش مي داند، سعي کند بيشتر سکوت کند زيرا اظهارنظر در مورد مسائل مختلف از طرف شخصيت هايي که در انتخابات نامزد بوده اند، اگر حساب شده نباشد مي تواند تنش را افزايش دهد.البته ما بنا بر شواهدي که در اين چند ماه داشته ايم معتقديم آقاي احمدي نژاد اين استدلال را تا حدود زيادي پذيرفتند.

-آيا ديدار شما قبل از بيان عبارت «خس و خاشاک» بود؟

خير، بعد از آن بود و فکر مي کنم اين سکوت نسبي چندماهه ايشان نشانه اين است که ايشان هم به اين نتيجه رسيده است که بايد براي کاهش التهابات تلاش کنيم.با توجه به سوال نخست شما در مورد تغيير موضع آقاي عسگراولادي و حزب بايد بگويم ما پس از آن ديدارها يک دور ديگر ملاقات را در اوايل ماه مبارک رمضان داشتيم و در آن زمان يک ملاقات خصوصي با آقاي کروبي انجام داديم. خلاصه آن ديدار اين بود که من به ايشان گفتم شما در مجلس ششم رئيس مجلسي بوديد که اکثريت آن با دوم خردادي ها بود اما شاهد بوديم که در مقابل تندروي هاي برخي از دوم خردادي ها ايستادگي کرديد يعني وقتي حکم مقام معظم رهبري در مورد مطبوعات داده شد و شما اين حکم را به عنوان حکم حکومتي مطرح کرديد، يکي از دوم خردادي ها تقريباً با داد و فرياد و کمي هم تمسخر گفت حکم حکومتي ديگر چه صيغه يي است و شما عصباني شديد و گفتيد اين همان صيغه يي است که تو نبايد به مجلس مي آمدي و با همين حکم حکومتي آمدي يا وقتي آقاي شيرزاد مطالبي درباره انرژي هسته يي گفت، شما در تريبون در حال پخش مجلس به ايشان گفتيد مطالبي که شما گفتيد همان مطالب راديو امريکا و راديو اسرائيل است. به ايشان گفتم شما اين مواضع را داشتيد و ما مي دانيم که در جريان تحصن و استعفا سعي کرديد موضوع را مهار کنيد.الان مي بينيم که شما به علت نظراتي که پس از انتخابات به آن رسيده ايد مطالبي مي گوييد که به نظر ما با مواضع قبلي شما انطباق ندارد. از ايشان پرسيدم آيا شما از موضوع ولايت فقيه عدول کرد ه ايد؟ آقاي کروبي گفتند اگر من از ولايت فقيه عدول کنم، از سابقه طولاني عمر خودم عدول کرده ام و در اين صورت انساني بي محتوا خواهم بود. بنابراين من به ولايت فقيه پايبندم. من به ايشان در آن ملاقات گفتم به شما گزارشي رسيده بود که در برخي زندان ها اتفاقاتي افتاده و شما هم به عنوان يک شهروند از آنچه مطلع شديد ناراحت شديد و به همين سبب به آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان رئيس مجلس خبرگان نامه يي نوشتيد که من تا اينجاي کار هيچ اشکالي را وارد نمي دانم. شما گزارشي دريافت کرده ايد و چون فرصت و ابزار تحقيق نداشته ايد، ترجيح داديد به يک مقام مسوول آن را انتقال دهيد. تا اينجا اشکالي بر کار شما وارد نيست اما چرا شما اين نامه را منتشر کرديد؟ ايشان گفتند من 10 روز صبر کردم و چون اقدامي نديدم تصميم به انتشار آن نامه گرفتم. گفتم شما در همين نامه نوشته ايد صحت و سقم ماجرا براي شما روشن نيست. سوال ما اين است که وقتي صحت و سقم ماجرا براي شما روشن نيست و شما هم آقاي کروبي هستيد که هر کلمه شما زير ذره بين موافقان، مخالفان، دشمنان و دوستان انقلاب قرار مي گيرد به اين فکر نکرديد که انتشار اين نامه سبب مي شود ضدانقلاب و دشمنان به آن جمله مشخص نبودن صحت و سقم توجه نمي کنند اما به اينکه آقاي کروبي چنين مطلبي را گفته، حتماً توجه مي کنند که اتفاقاً اکثريت تلويزيون هاي ضدانقلاب حتي در برنامه هاي عادي شان مطالب آقاي کروبي را زيرنويس مي کردند. ايشان در پاسخ من گفتند من 10 روز صبر کردم و وقتي ديدم جوابي دريافت نشد تصميم به انتشار آن گرفتم، گفتم من از شما اطلاع دارم اما سوالم اين است که چيزي که نه صحت اش مشخص است و نه نادرستي اش و بنابراين در حد يک شايعه محسوب مي شود را شما چطور منتشرکرده ايد، که ايشان پاسخي در اين رابطه نداشتند.

-نداشتند يا ندادند؟

نداشتند الان هم ندارند.

-يعني سوال شما را مسکوت گذاشتند؟

بله، پاسخ ندادند و البته بعداً متوجه شديم که آقاي هاشمي هم نامه را به قوه قضائيه ارجاع داده اند و دادستان وقت کل کشور يعني آقاي دري نجف آبادي پس از اين ارجاع با ايشان در تماس بوده است.

-در همان فرصت 10 روزه يا بعد از انتشار نامه؟

ظاهراً بعد از آن. حالا اينکه آقاي هاشمي چه زماني نامه را ارجاع داده، من آن را بررسي نکرده ام اما مطمئنم که ايشان اين نامه را به قوه قضائيه ارجاع داده اند.-مثل اينکه دو روز بعد از ارسال نامه از سوي آقاي کروبي بوده است.در هر صورت من اين مطالب را که تا به حال با اين تشريح در هيچ مصاحبه يي بيان نکرده ام به اين دليل مي گويم که پاسخ سوال اول شما را بگويم که پرسيديد چطور شد يک روز آقاي عسگراولادي گفتند اينها مفت به دست نيامده اند که حالا مفت از دست بروند. من مي خواهم اين را توضيح بدهم که همه تلاش ما صرف کاهش تنش ها و التهابات شده است.-البته برداشت من از تشريح مذاکرات شما اين است که بيشتر مذاکرات با يک طرف و آن هم با جهت گيري انتقادي بوده، حتي در استخدام کلمات تان براي مذاکره با اين آقايان بيشتر از کلمات با بار معنايي انتقادي استفاده کرده ايد و در ديدار با آقاي احمدي نژاد که در موضع قدرت بودند تا حدودي.حالا شما چون در آن ديدارها نبوده ايد، بايد حرف مرا بپذيريد. ملاقات ها در فضايي بسيار صميمي برگزار شد و هيچ زمينه کدورت و تکدري در آنها حس نکرديم. آقاي مهندس موسوي پس از آن ملاقات تا پاي آسانسور به مشايعت دوستان ما مي آيند و خيلي هم تشکر مي کنند از اينکه آنها براي اين کار وقت گذاشته اند بنابراين در اين ملاقات ها که ما انجام داديم و بعضي از آنها را من شخصاً انجام دادم، به نظر من فضايي دوستانه حاکم بود.

-پس چه شد که اين ملاقات ها به نتيجه نرسيد؟

ببينيد ما در برخورد با اشتباه دوستان معتقد بوديم که دو روش ممکن است به کار گرفته شود؛ يکي آنکه اگر کسي دو يا سه اشتباه انجام داده است کمک کنيم که آنقدر اشتباهاتش تکرار شود که در نهايت خودش سقوط کند اما روش ديگر آن است که اگر دوستي انقلابي اشتباه کرده، برويم در همان دفعه دوم آن اشتباه را متوقف کنيم. ما روش دوم را قبول داشتيم و حالا هم قبول داريم. معتقديم اولاً همه در معرض اشتباه هستند و جز معصومين کسي نمي تواند ادعا کند که من اشتباه نمي کنم بنابراين در بينش اسلامي هم اتمام حجت کردن، هشدار دادن و انتقاد کردن دلسوزانه بايد به عنوان يک وظيفه مورد توجه قرار گيرد. حالا يک وقتي مي بينيد ما همه اين کارها را انجام داديم و به نتيجه نرسيديم.

-خب سوال همين است که چرا به نتيجه نرسيده ايد. اين طور که مواضع شما و اظهارنظرهاي آقاي عسگراولادي و ساير اعضاي موتلفه نشان مي دهد، شما به نتيجه نرسيده ايد، چرا؟

ما کارهايمان را ادامه داده ايم زيرا اگر تنها 10 درصد هم صحبت هاي ما مي توانست موثر باشد، ما اخلاقاً و شرعاً موظف به اتخاذ روش کاهش التهابات هستيم، ما متوقف کردن اشتباه ديگري را به لحاظ ديني و اخلاقي جزء مسلمات مي دانيم.

-پس شما با اين بينش جلو رفتيد که نفس اعتراضات کانديداهاي ديگر اشتباه بوده است و حالا بياييم آنها را ارشاد کنيم که از اشتباه شان بازگردند؟ حتي به آقاي کروبي مي گوييد از ولايت فقيه عدول کرده است؛ از چه منظري اين بحث را با ايشان مطرح کرديد؟

ما تنها اين احتمال را از ايشان پرسيديم.-به هر حال شما از ابتدا با يک ديدگاه انتقادي جلو رفتيد، در صورتي که مي توانستيد با ديدگاهي معتدل و بي طرف اين ديدارها را به سرانجام برسانيد.

خب اگر ما انتقاد نداشتيم مگر ديوانه بوديم که وقت بگذاريم و اين ملاقات ها را داشته باشيم.-اما انتقاد شما تنها معطوف به سه کانديداي معترض بوده و از آقاي احمدي نژاد انتقادي نداشته ايد.صبر کنيد، من کي گفتم که به آقاي احمدي نژاد انتقادي نداشته ام. دوستان ما قطعاً نه تنها انتقاد بلکه اعتراض داشتيم که رفتيم و ملاقات کرديم.

-به چه چيزي اعتراض داشتيد؟

مثلاً اعتراض راجع به مطالبي که راجع به آقاي هاشمي و ناطق در مناظره اظهار کردند. البته به آقاي موسوي هم اعتراض داريم که چرا دروغ گفته اند.

-دقيقاً چه دروغي؟

اينکه تقلب شده است. راجع به تقلب ايشان دروغ گفته است.

-مگر شما مستندات ايشان را نديديد؟

مستندات ايشان ادعاهاي خودشان است.-خب هر کس در چنين مواردي ادعايي دارد… اين را مي شود در مورد آقاي احمدي نژاد هم مطرح کرد.اولاً با سوال هاي متواتري که مي پرسيد، هرگز سبب نخواهيد شد من از چيزهايي که در ذهنم هست، خارج شوم. من بر اعصابم مسلطم…-آقاي حبيبي بحث عصبانيت نيست با شناختي که از شما داريم…من بازپرسي پس نمي دهم. دارم مصاحبه مي کنم.-بگذاريد يک نکته را براي شما و خوانندگان اين گفت وگو روشن کنم که ما در اين مصاحبه نه وکيل مدافع آقاي موسوي هستيم و نه منتقد آقاي احمدي نژاد و حزب موتلفه بلکه روزنامه نگاريم و آمده ايم پاسخ پرسش هايمان را بگيريم. حالا اگر پرسش ها تيزتر مي شوند، براي اين است که بتوانيم جواب را بهتر و واضح تر بگيريم و چنين نيست که خداي ناکرده جلسه بازپرسي در ميان باشد.در هر صورت من به اين سوال شما صريح پاسخ مي دهم. ما نسبت به رفتارهاي بعضي از آقايان نه تنها انتقاد داشتيم بلکه معترض بوديم و رفتيم با آنها صحبت کرديم. منتها اعتراض مان را به مودبانه ترين شکل مطرح مي کرديم. شما ببينيد چه کسي رفته به ديدار آقاي موسوي.آقاي عسگراولادي با کدام سابقه قبل از انقلاب و آقاي موسوي با کدام سابقه قبل از انقلاب. ما همه اين حرف ها را کنار گذاشتيم و گفتيم حالا که قصد خير داريم و مي خواهيم التهابات را کاهش دهيم، خودمان را با هم مقايسه نکنيم. اما ما در يک زماني که همين چند روز پيش بود، به اين نتيجه رسيديم که اقدامات ما بي اثر بوده است يعني نه آقاي کروبي و نه آقاي موسوي به مجموعه خيرخواهي هاي ما توجهي نکردند. حالا شما مي پرسيد به چه دليل توجه نکردند و به چه دليل اين ديدارها اثرگذار نبوده.

-اينکه آنها چرا توجه نکردند را بايد از خودشان پرسيد اما سوال ما از شما اين است که چه اتفاقي شما را به اين نتايج و اظهارنظرهاي اخير رساند؟

براي اينکه اقداماتي که آقايان کروبي و موسوي پس از اين ملاقات ها و تا همين چند هفته پيش انجام دادند، با اقدامات آنها پيش از اين ديدارها هيچ تفاوتي نداشته است.-يعني آنچه شما را به اين نتايج رساند، همين بود در حالي که آقاي عسگراولادي با آن همه سابقه سياسي و اجرايي شان مي آيند يک کنفرانس مطبوعاتي مي گذارند و در آنجا مي گويند ما موسوي و کروبي را مفت به دست نياورده ايم… اما پس از آنکه آقاي حسين شريعتمداري در اعتراض به اين اظهارنظر سرمقاله يي منتشر مي کنند، شما و آقاي عسگراولادي تنها چند روز بعد با صريح ترين و عجيب ترين ادبيات و متفاوت با آنچه پيشتر گفته بوديد، عليه آقايان کروبي و موسوي صحبت مي کنيد. اين گزارش ها در سياست طبيعي به نظر نمي رسند.ببينيد ما تا يک مقطعي که حالا ممکن است همزمان با انتشار مقاله آقاي شريعتمداري شده باشد، گفتيم که ان شاءالله ملاقات هاي ما اثر دارد اما اين طور نيست که يک مقاله روي ما اثري بگذارد که در موضع مان گردش 180 درجه يي داشته باشيم. واقعاً وقتي شخصي مثل آقاي عسگراولادي به ديدار آقاي موسوي مي روند ما معتقديم حتي يک خفص جناح هم انجام شده يعني به نظر ما آقاي عسگراولادي خيلي از آقاي موسوي بالاتر است و سابقه قبل از انقلاب شان هم بسيار با يکديگر متفاوت است اما چون احتمال مي داديم اين ملاقات ها اثرگذار باشد، حاضر شديم با اين آقايان ديدار کنيم. البته برخي از اصولگرايان در همان زمان هم به شدت مخالف کار ما بودند و مخالفت مي کردند.

-مي شود نام ببريد؟

از جمله خود آقاي شريعتمداري و نظير ايشان اشخاص ديگري هم بودند که اصولاً با نفس کار ما و ديدار با آقايان کروبي، موسوي و خاتمي موافقت نداشتند. اما در هر صورت ما يک تشکيلات مستقل از افراد و تشکل هاي ديگر هستيم و طبيعي است که با برخي دوستان در برخي مسائل اختلاف سليقه داشته باشيم.من و آقاي عسگراولادي از زماني مطالبي در تضاد با مطالب قبلي مان گفتيم که مايوس شديم يعني ديديم که ما اين همه وقت صرف کرديم، خيرخواهي کرديم، استدلال کرديم که داريد راه خطا مي رويد و اين راه به کجا مي رسد. آقايان در جلسات با ما صميمانه برخورد مي کردند اما کار خودشان را ادامه مي دادند. الان که با شما مصاحبه مي کنم در جايگاه يک مايوس از آن ملاقات ها صحبت مي کنم و معتقدم آقايان به خيرخواهي ما تقريباً ذره يي توجه نکردند.

- آقاي حبيبي حضرت عالي اشاره کرديد که با فلان مسوول و فلان کانديداي معترض ملاقات کرديم و مذاکره داشتيم. سوال من اين است که در اين ملاقات ها و در تحليل شما، مردمي که به خيابان ها آمده بودند چه جايگاهي داشتند؟ چنان که آقاي رضا خاتمي در مصاحبه يي که با ايشان داشتيم، گفتند اشتباه جناح مقابل اين است که فکر مي کند همه اتفاقات زير سر ماست و اگر ما بياييم قبول کنيم که انتخابات درست برگزار شده و شک و شبهه يي نداشته همه مسائل رفع مي شود در صورتي که اگر ما با مردم هماهنگ نباشيم آنها ما را پس مي زنند و راه خودشان را ادامه مي دهند. بر اين مبنا سوال من اين است که در تحليل شما اعتراضات مردمي چه جايگاهي دارد؟

من براي اينکه به سوال شما صريح پاسخ بگويم بايد بگويم در انتخابات بيش از 13 ميليون نفر به آقاي موسوي راي دادند. اين 13 ميليون با هر دليلي معتقد بودند آقاي مهندس موسوي بهتر است رئيس جمهور باشد. برخي هم ممکن است در مخالفت با آقاي احمدي نژاد به ايشان راي داده باشند اما در هر صورت ايشان يک راي بالاي 13 ميليون نفري آورده است. وقتي آقاي موسوي اعلام مي کنند در انتخابات تقلب شده، راي دهندگان هم حرف نامزدشان برايشان اهميت دارد، هم راي خودشان و تحت تاثير قرار مي گيرند.- در انتخابات سال 84 آقاي هاشمي نامه نوشتند که من به خدا پناه مي برم. آقاي کروبي هم که بيشتر از اين دوره راي آورده بود، گفت تقلب شده و خواب اصحاب کهف را تعريف کرد اما اين حرف ها سبب نشد اتفاقي بيفتد حتي يک صدا هم بلند نشد…هيچ کدام از آن دو نفر مردم را به راهپيمايي دعوت نکردند اما آقاي مهندس موسوي و آقاي کروبي در خطايي استراتژيک از مردم دعوت کردند که بياييد در خيابان اعتراض کنيد.

- آنها کي چنين دعوتي را انجام دادند؟

مجمع روحانيون مبارز از مردم دعوت کرد و آقايان هم همين کار را کردند.- خب راهپيمايي بدون حمل سلاح جزء ثمره هاي انقلاب اسلامي است که در قانون اساسي هم آمده.

آيا مجوز نمي خواهد؟

- طبق نص قانون اساسي که ما متوجه مي شويم، مجوز نمي خواهد. طبق قانون راهپيمايي بدون حمل سلاح در صورتي که مخل مباني اسلام نباشد، معني ندارد و نياز به مجوز ندارد.شما از قانون اطلاع نداريد چرا که بر اساس آن هرگونه تجمع نياز به مجوز وزارت کشور دارد.

- حتي راهپيمايي سکوت که با آن آرامش برگزار مي شد؟

سکوت و غيرسکوتش در اين قانون مسکوت است. شما وقتي مي خواهيد تجمعي به راه بيندازيد، طبق قانون بايد اجازه بگيريد.- قانون اساسي مي گويد نيازي به کسب اجازه ندارد.قانون اساسي چنين چيزي نگفته است. اين از قوانين معمولي است.- قانون اساسي مي گويد راهپيمايي بدون حمل سلاح در صورتي که مخل مباني اسلام نباشد آزاد است.

کدام بند قانون اساسي؟

- فصل سوم اصل 27 قانون اساسي.بياوريد من اين اصل را ببينم چون من تا به حال چنين چيزي را که شما مي گوييد نديده ام.- اگر اينجا کتابچه قانون اساسي وجود داشت مي توانستم به شما نشان دهم.اولاً اين قانون اساسي نيست و قانون معمولي است. در قانون معمولي مي گويند تجمعات آزاد است ولي با اجازه وزارت کشور. مجمع روحانيون چرا دو ساعت قبل از راهپيمايي 23 خرداد مي گويد چون وزارت کشور به ما اجازه نداده ما راهپيمايي را لغو مي کنيم.- تا آن زمان ظاهراً تلاش مي کردند مجوز بگيرند و مسوولان وزارت کشور هم هيچ اظهارنظري نکرده بودند.چرا قبل از گرفتن مجوز به مردم گفتند بياييد به خيابان.- آنها اعلام کرده بودند ما براي راهپيمايي درخواست مجوز کرده ايم.خب، بالاخره کار غيرقانوني انجام داده بودند.

- مگر درخواست مجوز کردن غيرقانوني است؟

نه، اما تا زماني که مجوز صادر نشده دعوت مردم به خيابان غيرقانوني است.- دعوتي صورت نگرفته بود بلکه تنها اعلام شده بود درخواست مجوز کرده اند. اين با دعوت فرق مي کند. من به ياد ندارم دعوتي صورت گرفته باشد.شما يادتان نيست اما من به ياد دارم.- آنها وقتي وزارت کشور مجوز صادر نکرد راهپيمايي موردنظر خودشان را لغو کردند.آقاي مهندس موسوي بارها قبل از آنکه مجوزي بگيرند مردم را به آمدن به خيابان دعوت کردند.

- در کدام بيانيه ها؟

در همان بيانيه هاي اوليه.- آقاي موسوي 13 يا 14 بيانيه صادر کردند اما در هيچ کدام مردم را به حضور در خيابان دعوت نکرده اند.شما يک بار بيانيه ها را نگاه کنيد؛ به اين نتيجه مي رسيد. قرار بود شما وکيل مدافع مهندس موسوي نباشيد.- من مدافع ايشان نيستم بلکه دارم از اطلاعاتي که در ذهنم هست دفاع مي کنم.بنده يادم هست که آقاي مهندس موسوي مردم را به خيابان دعوت مي کردند. آقاي کروبي و مجمع روحانيون مبارز هم همين طور. منتها معمولاً وقتي قرار است دعوت به راهپيمايي کنند قانون مي گويد ابتدا بايد مجوز بگيرند و بعد اگر مجوز صادر شد اين کار را انجام دهند.- در هر حال نزديک به 5/2 تا 3 ميليون نفر به خيابان آمدند.

اين آمار شما را من قبول ندارم.- اين عددي است که آقاي قاليباف اعلام کرده اند.من نظر خودم را عرض مي کنم و ملزم به قبول نظر آقاي قاليباف نيستم.

- از نظر شما چند نفر بودند؟

من نشمردم.- حدس تان چيست، بالاخره شما يک سابقه انقلابي داريد و مي توانيد حدس بزنيد آن راهپيمايي با چند نفر برگزار شده و جمعيت چقدر بوده.

من نمي دانم آنها چند نفر بوده اند اما فرض مي کنيم تعداد زياد بوده ولي کساني که ادعاي قانونگرايي دارند چرا به صورت غيرقانوني مردم را دعوت به راهپيمايي مي کنند؟

- تا آنجا که من به ياد دارم کسي مردم را به راهپيمايي دعوت نکرد. درخواست مجوز کردند اما وقتي مجوز صادر نشد رسماً آن را لغو کردند.

شما مي توانيد طرفدار آقاي موسوي باشيد اما شما مطالب من را در پاسخ به سوال هايتان بنويسيد.

- حتماً همين کار را خواهيم کرد. اصلاً آمده ايم حرف هاي شما را منتشر کنيم و هدف ديگري نداريم.

خب شما چه کار داريد که من حرف اشتباه مي زنم يا درست. شما حرف هاي مرا درج کنيد. اما بايد مشخص باشد شما به عنوان مصاحبه گر آمده ايد يا به عنوان وکيل مدافع آقاي موسوي.

- من در اواسط مصاحبه گفتم در اينجا وکيل مدافع هيچ کس نيستم.چرا هستيد و بهتر است صادقانه با هم صحبت کنيم. من با وجود آنکه مي دانستم شما وکيل مدافع آقايان هستيد به شما وقت مصاحبه دادم، اما به جاي بازپرسي مصاحبه بفرماييد.- آقاي حبيبي، شما مرا مي شناسيد، ممکن است من شخصاً نظراتي داشته باشم اما آن نظرات را در کارم دخيل نمي کنم کمااينکه در مصاحبه با آقاي آرمين سوالات شما را از ايشان پرسيدم و پرسيدم چرا آنها شعار نه غزه، نه لبنان را سر مي دهند و اگر اين شعار حرف مردم است و حرف آنها نيست موضع گيري شان در مقابل آن سوال چيست… آيا من در آنجا وکيل مدافع شما بودم؟

نه، اشکالي هم ندارد. من شما را مي شناختم و به شما وقت مصاحبه دادم.

- حرف من اين است که شما چرا در تحليل هايتان مردم را ناديده گرفتيد، چرا نيامديد با خود مردم صحبت کنيد، چرا به شوراي نگهبان و وزارت کشور نگفتيد به مردم پاسخ اقناعي بدهند تا پس از شش ماه شاهد اعتراض نباشيم؟

ما همان حرفي را که به آقاي مهندس موسوي گفتيم به مردم هم گفتيم. به ايشان گفتيم شما که مدعي تقلب هستيد از راه قانوني شکايت کنيد. قانون به شما اجازه شکايت داده و راه باز کرده. ما نگفتيم صرف نظر کنيد و چرا اين حرف را مي زنيد.

- شما اقدامات وزارت کشور و شوراي نگهبان را اقناعي مي دانيد؟ اگر بر فرض محال خود شما معترض بوديد، قانع مي شديد؟

مهم نيست که من و شما درباره شوراي نگهبان چه نظري داشته باشيم و درخواست اعتراض کنيم. شما به عنوان يک شهروند نامزد رياست جمهوري وقتي اعتقاد داريد تقلب شده، قانون به شما حق اعتراض و شکايت داده. حال سوال ما اين است که چرا آقاي مهندس موسوي يک شکايت رسمي مبني بر اينکه صندوق هاي مورد شک ايشان کدام است ارائه نداده اند؟ ببينيد زماني مسوول نظارت تهران بودم. در چندين سال قبل آقاي مجيد انصاري هم نامزد بودند. ايشان به نتيجه آرا به صورت مکتوب معترض شدند. از ايشان خواسته شد صندوق هايي را که مورد اعتراض هستند، اعلام کنند. آقاي انصاري هم تعداد زيادي صندوق را در سراسر تهران اعلام کردند. به ايشان گفته شد، شما که نمي توانيد به تنهايي بالاي سر صندوق ها باشيد هر چند صندوق که مي خواهيد با حضور خودتان بازشماري شود و بقيه با نمايندگان شما بازشماري شود که ايشان پذيرفتند. هم تعداد صندوق ها و هم نمايندگان شان را به صورت مکتوب اعلام کردند. اين بازشماري انجام شد و وقتي ايشان به اين نتيجه رسيدند که اصولاً تفاوتي ندارد از شکايت شان هم صرف نظر کردند. ما به آقاي مهندس موسوي اين توقع را ابراز کرديم که اعتراض شما محترم است و قانون هم به شما اجازه داده اعتراض تان را پيگيري کنيد. ايشان در آن ملاقات پذيرفتند که اين کار را انجام دهند اما فرداي آن روز پشيمان شدند.نکته ديگر هم که مي خواهم بگويم اين است که من نه تنها در ارتباط با يک نهاد، بلکه مثلاً اگر خداي نکرده ادعايي در مورد فردي داشته باشم و او را متهم به يک سوءاخلاق يا سوءمالي کنم بايد قبل از آنکه او از خودش دفاع کند من ادعاي خود را ثابت کنم. اين از بديهيات حقوق است که شاکي بايد ادله يي را ارائه کند و سپس در محکمه يي شاکي و کسي که از او شکايت شده حضور پيدا کنند اما اول بايد شاکي ادعايش را ثابت کند. ما معتقد بوديم و هستيم تا اين مرحله که تصور کنند تقلب شده نمي شود جلوي آقاي موسوي را گرفت اما به ويژه با تسهيلاتي که مقام معظم رهبري فراهم کردند و با اعلام آمادگي اشخاصي مثل آقاي حجت الاسلام رحيميان که حاضر شدند به عنوان شخص بي طرف حضور داشته باشند کمترين توقع ما از آقاي موسوي اين بود که تن به بازشماري آرا بدهند در حالي که آقاي ابطحي در اظهاراتش گفته اساساً موضوع تقلب رمز کار ما بوده.-حضرتعالي فرموديد شاکي بايد يکسري تشريفات را براي اثبات ادله اش رعايت کند، آيا داور حق طرفداري از يکي از طرفين دعوا را دارد؟ اگر اشتباه نکنم طبق قانون انتخابات در تبصره بند 72 انتخابات رياست جمهوري، هرگونه اظهارنظر اعضاي شوراي نگهبان له يا عليه يکي از نامزدها جرم محسوب مي شود. هفت نفر از اعضاي شوراي نگهبان به شکل حقيقي و حقوقي يعني يا در قالب اظهارنظر شخصي يا در قالب اظهارنظر تشکيلاتي از يک نامزد حمايت کردند و دو نفر از اعضاي شوراي نگهبان اساساً فعالان ستاد يکي از نامزدها بودند، آيا شکايت بردن نزد چنين داوري مي تواند قابل قبول باشد؟

اگر اشخاصي در اين رابطه خلاف قانون عمل کرده باشند. ما معتقديم خلاف قانون از طرف هر کس اتفاق بيفتد قابل تاييد نيست.

-پس چرا اين مساله را طرح نکرديد؟ شما مي توانستيد متناسب با ديدارهايتان با آقاي موسوي، شوراي نگهبان و وزارت کشوري ها هم ملاقات داشته باشيد و تذکر بدهيد که آ نها هم تخلفاتي داشته اند. من از مهندس موسوي هم اين سوال را پرسيدم، گفتم دوستان آ ن طرف مي گويند شما مدرکي براي تقلب و تخلف ارائه نداده ايد. پرسيدم آيا شما مي گوييد در فرآيند انتخابات تخلف شده يا در برگزاري انتخابات يا در تجميع آرا. ايشان گفتند به نظر ما اول در فرآيند انتخابات تخلف صورت گرفته. چطور است که شوراي نگهبان در يک انتخابات آراي يک کانديدا را چون مثلاً غذايي توزيع کرده باطل مي کند اما وقتي 300، 400 ميليارد تومان پول از سوي دولت توزيع مي شود اين اثري بر انتخابات ندارد يا به يک نامزد 18 دقيقه وقت اضافه داده مي شود که بيايد در تلويزيون صحبت کند. يک نامزد مي آيد عده يي را متهم مي کند که بتواند تاثير بگذارد. ايشان مي گفتند آيا هيچ کدام از اين اتفاقات تخلف محسوب نمي شود و هيچ کدام سبب ساز ابطال انتخابات نيست؟

وقتي مهندس موسوي مي گويند در انتخابات تقلب شده معناي انتخاباتي اش اين است که يا براي شخصي در روز انتخابات راي سازي شده يا راي هاي مرا حذف کرده اند. آقاي مهندس موسوي بعدها به اين نکته توجه کردند و وقتي ديدند براي ادعاي تقلب ادله يي ندارند گفتند در مهندسي انتخابات چنين و چنان شده است و حرف گذشته خودشان را پس گرفتند.-آيا در ابطال آراي کانديداهاي مجلس ششم که 700 هزار راي در سطح شهر تهران باطل شد شوراي نگهبان اصل راي را مخدوش مي دانست يا فرآيند مهندسي انتخابات را؟ شما به عنوان کسي که با شوراي نگهبان همکاري داشته و حال نيز عملکرد آن را تاييد مي کند در اين مورد نظرتان چيست؟

بله، من مدافع کلي شوراي نگهبان هستم. شوراي نگهبان در آن زمان هم به دليل مقدمات انتخابات آن آرا را باطل نکرد بلکه با بازبيني صندوق ها اين کار را انجام داد. شوراي نگهبان نگفت چون تبليغات سوء شده ما آرا را باطل مي کنيم بلکه گفت صندوق هايي را بررسي کرديم و در اين صندوق ها به اين دلايل تقلب صورت گرفته و آراي آن صندوق ها را باطل اعلام کرد.

-به کدام دلايل؟

دلايل ابطال را همان موقع اعلام کردند.-در کتاب «راي مردم» آقاي تاج زاده اين مساله به طور کامل مورد اشاره قرار گرفته و در آنجا گفته شده استدلال ابطال آرا مهندسي آرا بوده است.نخير. اصلاً چنين چيزي نبود. من در جريان هستم که صندوق ها بازشماري شد. آقاي مهندس موسوي هم دقيقاً به همين دليل اين حرف را زده يعني ايشان ابتدا ادعاي تقلب کرده که تا اينجا حق نامزد است که ادعايي داشته باشد اما به ايشان گفته مي شود حتي جز شوراي نگهبان و دستگاه اجرايي که به آنها اطمينان نداريد يک هيات بي طرف و مورد قبول شما مي تواند ايجاد شود اما اين کار را نمي کنند.-چطور چنين هياتي مي تواند تشکيل شود وقتي آقاي حدادعادل به عنوان يک فرد بي طرف فرداي انتخابات صريح ترين ناسزاها را به نامزدهاي معترض مي دهد…

آيا آقاي مهندس موسوي هيات تعيين کرد؟

-خير، تعيين نکرد اصلاً کار به آنجا نرسيد.

چرا؟

-شايد شوراي نگهبان قبول نکرده است.شوراي نگهبان گفت آقاي مهندس موسوي اگر اعتراض داريد و ما را هم قبول نداريد مقام معظم رهبري هم که گفته اند نتايج را اعلام نکنيد تا زمينه فراهم شود افراد معتمد آقاي موسوي در بازشماري شرکت کنند. آقاي رحيميان يکي از موسسان مجمع روحانيون مبارز است.

-آيا آقاي حجت الاسلام رحيميان را آقاي موسوي معرفي کردند يا خود شوراي نگهبان انتخاب کرد؟

نه ايشان را شوراي نگهبان انتخاب نکرد. آقاي موسوي اصولاً حاضر به اصل بازشماري نشد؛ چه با حضور شوراي نگهبان و کميته اجرايي و چه با حضور هر کميته ديگري. چرا به اين کار حاضر نشد چون مي دانست دارد دروغ مي گويد. آقاي مهندس موسوي در ادعاي تقلب در انتخابات يک دروغ بزرگ گفتند.

-اگر آقاي موسوي از شما شکايت کنند شما حاضر هستيد پاسخگو باشيد، اينکه شما ايشان را متهم مي کنيد که بني صدر دوم مي شوند آيا وهن شخصيت ايشان نيست؟

شما حرف هاي مرا بنويسيد. ايشان هم هر وقت خواندند شکايت کنند.-در مورد قانون اساسي هم که صحبت کرديم اين متن اصل 27 قانون اساسي است که مي گويد برگزاري هرگونه تجمع و راهپيمايي بدون حمل سلاح مجاز است مگر اينکه مخل مباني اسلام و قانون اساسي باشد.بسيار خب اما قانون اساسي با قوانين معمولي تفسير مي شود.

-آيا تجمعاتي که توسط دانشجويان بسيجي در برابر سفارتخانه انجام مي شوند همه مجوز دارند يا آيا تجمع ميدان وليعصر مجوز داشت؟

اينها را اطلاع ندارم. از وزارت کشور بپرسيد.

-آيا حق بود که هنوز انتخابات تاييد نشده ميتينگ آقاي احمدي نژاد در ميدان وليعصر از صدا و سيما به صورت مستقيم پخش شود؟

ببينيد هر کس خلافي انجام دهد خلاف است. تفاوتي ميان آقاي احمدي نژاد و آقاي مهندس موسوي نيست. اما اصرار دارم که بگويم آقاي موسوي نظام جمهوري اسلامي را به تقلب متهم کرده و بابت اين قضيه حتماً بايد محاکمه شود.

-بر همين اساس آيا شما اعتقادي به محاکمه آقاي احمدي نژاد هم داريد، ايشان آقاي هاشمي رفسنجاني را متهم به اشرافي گري و آقاي ناطق را متهم به تخلفات مالي فرزندان شان کردند؟

شما اين سوال را در محل اشتباهي مطرح کرده ايد. من رئيس قوه قضائيه نيستم و مي دانم که هر متخلفي بايد محاکمه شود.-اما شما از همين جايگاهي که در حال صحبت با يکديگر هستيم درخواست محاکمه آقاي موسوي را مطرح مي کنيد.معتقدم قوه قضائيه هر متخلفي را بايد محاکمه کند اما چون من آقاي مهندس موسوي را در مورد طرح دروغ بزرگ تقلب کاملاً متهم مي دانم به عنوان يک شهروند اعتقاد دارم ايشان بايد محاکمه شود.

-آقاي احمدي نژاد را متهم مي دانيد يا نه؟

در موضوع مناظره و مطالبي که ايشان درباره آقايان ناطق نوري و هاشمي رفسنجاني گفتند معتقدم آن مطالب يک ادعا و اتهام بي سند است و ايشان هم در اين باره متخلف محسوب مي شوند.

-در حال حاضر ما داراي يک دولت اصولگرا و مجلس و قوه قضائيه اصولگرا هستيم. صرف نظر از اعتراضاتي که وجود دارد آيا شما اقدامات دولت آقاي احمدي نژاد در همه حوزه ها را قبول داريد؟ يعني آيا به عنوان يک عضو از مجموعه اصولگرايان مسووليت اقدامات ايشان را مي پذيريد يا اگر در مورد اقدامات دولت ايشان سوالي بپرسند مي گوييد اين دولت که دولت ما نبود؟

من در مصاحبه هاي قبلي ام با شما به اين سوال تان پاسخ داده ام و گفته ام ما پشتيبان اصولي دولت هستيم يعني چون دولت را مجموعاً اصولگرا مي دانيم بناي ما بر پشتيباني از دولت است. اما اگر بپرسيد اين پشتيباني اصولي از دولت يعني چه بايد بگويم يعني ضمن اينکه بناي ما بر پشتيباني است. در مواردي که انتقادي داريم تنها به صرف اينکه دولت اصولگرا است از بيان آن انتقاد خودداري نمي کنيم به طور مثال در مورد موضوع آقاي مشايي هم در نامه خصوصي و هم در موضع گيري علني به شدت از آقاي احمدي نژاد انتقاد کرديم.

-شما از ادامه راهي که آغاز کرديد، مايوس شده ايد؟

ما بعد از اين، تصميمي براي ارتباط با آقايان کروبي، موسوي و خاتمي نداريم. قبلاً اميدوار بوديم اين ارتباطات مي تواند به صلاح خود آقايان و به صلاح انقلاب باشد. اما چون هيچ يک از تذکرات ما موثر مواقع نشد و ارتباطات بعدي را هم بي فايده مي دانيم بنابراين از تماس مجدد با آقايان مايوس هستيم.

-در حال حاضر راه حلي براي برون رفت از وضعيت کنوني نداريد؟

ما معتقديم از دست ما و خيرخواهان ديگر در مورد مساله آقايان کروبي و موسوي و خاتمي کاري برنمي آيد. اينها خودشان بايد جبران مافات کنند.-آيا مساله متعلق به آقايان است يا مساله مردم و هواداران شان در ميان است؟ به قول شما 5/13 ميليون نفر ناراضي اند.اينکه ما خداي نکرده طرفداران و راي دهندگان به آقاي موسوي را مخالف انقلاب بدانيم چنين برداشتي نداريم.-آقاي موسوي هم نمي گويند من مخالف نظام هستم بلکه ايشان همواره بر آرمان هاي امام و راه ايشان تاکيد مي کنند.

ما منتظريم در عمل اينها را اثبات کنند. ما بيانيه و حرف زياد شنيده ايم.

-اما شما استدلال تان را در مورد فراخواندن مردم به خيابان ها بر اساس همين بيانيه ها قرار داده ايد.

آقايان موسوي و کروبي بايد در عمل پايبندي شان را نشان دهند.

-يعني در عمل بايد چه کنند؟

آقاي کروبي بايد بيايند و اعلام کنند من در مورد انتشار آن نامه اشتباه کرده ام چون براي خودم هم مشخص نبود. اين قدم اول است. من در همان ديدار اول به ايشان گفتم اگر اين چيزهايي که شما مي گوييد برايتان ثابت نشده…

-گويا بعداً برايشان ثابت شد.خود ايشان نمي گويند که براي من ثابت شده است.-اما ايشان مستنداتي را به هيات سه نفره ارائه دادند.شما حدس مي زنيد. اما من در ملاقات با ايشان گفتم آقاي کروبي اينها که مي گوييد صحت و سقمش براي شما مشخص نيست. ايشان گفتند بله براي من صحت و سقم قضايا مشخص نيست.

-اين ملاقات قبل از ديدار ايشان با هيات سه نفره بود يا پس از آن؟

در ماه مبارک رمضان بود. دقيق نمي دانم قبل بوده يا بعد.-پس قبل از ديدار با هيات سه نفره بود.بسيار خب، حالا شما مي گوييد براي ايشان ثابت شده. خب بيايند بگويند من بررسي کرده ام و بر سر حرفم هستم. اما ايشان نه اين حرف را مي زنند و نه حرف قبلي را پس مي گيرند.-اما ايشان پس از ديدار با هيات سه نفره بيانيه يي دادند که اتفاقاً انگشت خوب جايي گذاشتند و عباي آقايان لاي در گير کرده است.نه، به نظر من ايشان نگفتند تمام مطالبي که در نامه گفتم براي من ثابت شده. بيايند اين را بگويند، چه اشکالي دارد. ما توقع مان از آقاي کروبي که ادعاي شجاعت دارند اين است که بيايند بگويند پس از بررسي ها براي من ثابت شده آن گزارش هايي که به من دادند حالا صحت اش براي من ثابت شده.

-اين انتظار را از آقاي احمدي نژاد هم داريد؟

بله، اين انتظاري است که ما از همه طرفين دعوا داريم.

-از آقاي موسوي چه انتظاري داريد؟

از آقاي مهندس موسوي توقع داريم دروغ شان را پس بگيرند، يا همين الان حاضر شوند صندوق ها بازشماري شوند.

-آقاي کدخدايي گفتند ما در مورد 5/3 ميليون راي مشکل داريم. چرا همان 5/3 ميليون راي را باطل نکردند، چرا يک راي در اين انتخابات باطل نشد؟

آقاي کدخدايي کي چنين حرفي را گفتند. اگر شما سند اين حرف را بياوريد من همه حرف هايم را پس مي گيرم.-البته ما طبق دستور اکيد نمي توانيم مطالب انتخاباتي را منتشر کنيم.از نظر من انتشار هيچ يک از حرف هايم مشکلي ندارد. شما اگر از خودتان مي ترسيد منتشر نکنيد.

-شما آينده جنبش سبز را چگونه مي بينيد و فکر مي کنيد پايان کار آن کجاست؟

اگر شعار جنبش سبز «استقلال، آزادي، جمهوري ايراني» است اين جنبش را امريکايي مي دانم.-آنها مي گويند «نه شرقي، نه غربي، دولت سبز ملي».نه اين شعاري را که عرض کردم هم آنها گفته اند. شعار دولت سبز ملي در مقابل جمهوري اسلامي شعار امريکايي است.-هم آقاي موسوي و هم ديگر شخصيت هاي اصلاح طلب همواره بر اهميت جمهوري اسلامي تاکيد کرده اند يعني کسي از آنها نگفته است «جمهوري ايراني».

پس اين شعارها را محکوم کنند. آقاي مهندس موسوي بيايد صريحاً بگويد من اين شعار «استقلال، آزادي، جمهوري ايراني» را قبول ندارم.

-اگر اعلام کردند نتيجه چه مي شود؟

اگر اعلام کردند يک قدم به جلو برداشته اند.

-آن وقت واکنش حاکميت چه خواهد بود و چه خواهد کرد؟

من حاکميت نيستم.-بالاخره شما از موضع وکيل مدافع يک مجموعه وارد شده ايد.من وکيل مدافع نظام هستم و همه اين هزينه هايش را هم قبول دارم.-ما هم به قانون اساسي همين جمهوري اسلامي استناد مي کنيم نه جمهوري ايراني و هزينه هايش را هم مي پردازيم.شما حرف مرا صريح بنويسيد. اگر جنبش سبز شعارش «نه شرقي، نه غربي، جمهوري ايراني» است اين جنبش امريکايي است. نهايتاً هم شرقي است و هم غربي.

-اگر اين جنبش شعارش «نه شرقي، نه غربي، دولت سبز ملي» باشد، چه؟

دولت «سبز ملي» با «جمهوري اسلامي» يکي است؟ اگر يکي است چرا امريکايي ها شعار جمهوري اسلامي را برنمي تابند و از جمهوري ايراني پشتيباني مي کنند.-يک مجموعه در درون نظام جمهوري اسلامي ايران است.منظور اصل اسلام است چه با آن شعار و چه با اين شعار. کساني که با اسلامي بودن حکومت اعلام مخالفت مي کنند قصدشان هر چيز ديگري غير از اسلامي بودن است. اما ما مي گوييم جمهوري اسلامي نه يک کلمه کم و نه يک کلمه زياد و به آن پايبنديم. شعاردهندگان «نه شرقي، نه غربي، جمهوري ايراني» بايد بدانند راه شان راه امريکا است و هر کس هم از آنها حمايت کند طرفدار امريکاست.

-با اين وصف آيا شما براي فعاليت مخالفان دولت وجاهتي قائل هستيد؟

ايجاد حزب و جناح و… که ممنوعيتي ندارد. اما اينکه آقايان در روز قدس مي گويند «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» اولاً آنها که مي گويند جانم فداي ايران بگويند در هشت سال دفاع مقدس چند نفرشان براي دفاع از ايران ايستادند، دوم اينکه مهندس موسوي که مي گويند ما پيرو خط امام هستيم مگر نمي دانند امام يکي از دلايل شان براي اعلام روز قدس فلسطين بود.

-امام اين جمله «راه قدس از کربلا مي گذرد»را در پاسخ به چه مساله يي مطرح کردند؟

من مفسر فرمايشات امام نيستم. روز قدس يعني حمايت از فلسطينيان و مقابله با اسرائيل. اين اصلاً نياز به تفسير ندارد. در روز قدس امام فرمودند مسلمان ها بيايند فرياد برآورند که از فلسطيني ها حمايت شود و در مقابل اسرائيل بايستند. اينها که مي گويند نه غزه، نه لبنان و يک بار هم مرگ بر اسرائيل نمي گويند آيا فکر مي کنيد راه امام را مي روند؟

-«راه قدس از کربلا مي گذرد» پاسخ به چه تئوري است، آيا جز اين است که شما اول برويد مسائل کشور خودتان را حل کنيد و بعد…

آيا وقتي امام روز قدس را اعلام کردند همه مسائل داخلي ما حل شده بود؟

-وقتي امام مي گويند راه قدس از کربلا مي گذرد ما در بحبوحه جنگ بوديم. اما سوال من اين است، پايان اين جنبش کجاست؟ بالاخره تعدادي کارمند، بازاري، دانشجو، بسيجي و… در روزهاي مختلف به خيابان مي آيند، کتک مي خورند، در کهريزک کشته مي شوند، به زندان مي افتند. با آنها چه کار بايد کرد؟

جنبشي که جز شعار جمهوري اسلامي بدهد، امريکايي است. وظيفه ما اين است که از اين دو کلمه دفاع کنيم. اگر کساني باشند که به جاي اين دو کلمه هر چيز ديگر بگذارند خلاف خط امام عمل کرده اند.-از ميان کساني که شما آنها را متهم و لازم المحاکمه مي دانيد کسي چنين حرفي نشنيده است.همه آنها که مي گويند جمهوري اسلامي و راست مي گويند به حرف اکتفا نکنند و به عمل بپردازند.

-آقاي احمدي نژاد هم راست مي گويند؟

آقاي احمدي نژاد در مورد جمهوري اسلامي راست مي گويند.

- يعني در مورد چيزهاي ديگري راست نمي گويند مثل اينکه گفتند مادرشان سيد است؟

ايشان چنين حرفي نزد، اگر هم زده است من در اين مورد تحقيق نکرده ام. بعد هم شما داريد موضوع بي اهميتي را مطرح مي کنيد.- شما بحث دروغگويي را مطرح مي کنيد.هر کس دروغ بگويد خلاف کرده است.- شما خودتان مي گوييد آقاي احمدي نژاد به آقاي هاشمي نسبت خلاف واقع داده است.بله، ايشان خلاف کرده و من از ايشان در اين مورد دفاع نمي کنم.- خيلي از دوستان شما دولت را در زمينه آمارهايي که داده است متهم به دروغگويي مي کنند.بسيار خب، دولت آمار مي دهد. يک اصولگرا يا يک اصلاح طلب حق دارد آن آمار را بررسي کند و بگويد خلاف است. اگر ثابت کرد آن وقت مي توان گفت آمار دولت نادرست بوده و دروغ گفته.

- آيا اين دولت به نظر شما دوره چهارساله اش را به پايان مي رساند؟

من هيچ دليلي براي اينکه اين دولت چهار سالش را تمام نکند، ندارم. اما سيده بودن يا نبودن مادر آقاي احمدي نژاد، به پايان رساندن يا نرساندن چهارساله دولت، با بقيه سوالات مطرح شده در اين مصاحبه چه ارتباطي دارد جنابعالي پاسخ بدهيد؟

منبع:http://www.noandish.com/com.php?id=35998

نوشتن دیدگاه

تظاهرات 16 آذر شیراز ساعت 4 عصر میدان دانشجو/شیراز

طبق اعلامیه ای که به طور گسترده در شیراز پخش شده تظاهرت 16 آذر در ساعت 4 عصر در میدان دانشجو برگزار می شود . بعد از آن در تهران و شیراز از ساعت 5 بعد از ظهر طرح ترافیک سبز در همه خیابان ها اجرا می شود . به سمت خیابان های شلوغ شهر می رویم و با ماشین در خیابان می مانیم و ترافیک مصنوعی ایجاد می کنیم . این طرف برای حکومت فلج کننده است و هیچ راه چاره ای نخواهد داشت .

منبع:http://7tir.info/index/viewtopic.php?f=2&t=25074

نوشتن دیدگاه

یک سئوال مهم از ا.ن راجع به ادعای اخیر او پیرامون رابطه حمله امریکا و ظهور امام زمان(عج)

ظهر بعد از ناهار اخبار رو می خوندم که به صحبت های آقای احمدی نژاد در اصفهان رسیدم. اول حتی باورم نشد البته نه از اینکه این حرفها زده نشده چراکه بارها سخنان مشابهی از ایشون نقل شده،  ولی این مورد با ساده ترین مفاهیم دینی مطابقت نداره و اگر ایشون فقط به این موضوع توجه می فرمودن که خدائی که نزدیک هزار و دویست سال از حضرت ولی عصر(عج) محافظت کرده، یقیناً می تونه از اون حضرت در برابر آمریکائی ها هم مراقبت کنه، شاید چنین اظهاراتی نمی فرمودن مگر اینکه آقای احمدی نژاد چیزهائی از قدرت آمریکائی ها بدونن که ماها از اون غافلیم که مثلاً ممکنه اونها خدا رو هم دور بزنن(نعوذ بالله). بعد صحبت های آقای دیگری رو هم خوندم و متاثرتر شدم و اون هم پیرامون اینکه عبارات نقل شده از سوی ایشون رو به هیچ عنوان نتونستم با کلام یک خطیب جمعه حتی در جائی به غیر از تریبون نماز جمعه تطبیق بدم که مثلاً:» ….یک مشت لات، بزن بکوب و قمه‌کش می‌آیند و می‌گویند چون نام ما از صندوق درنیامده….».

خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه. انشاء الله

منبع:http://www.bayatzanjani.blogfa.com/post-396.aspx

نوشتن دیدگاه

بهزاد نبوی به بيمارستان منتقل شد

وکيل بهزاد نبوی از انتقال موکلش به بيمارستان خبر داد.

صالح نیکبخت در گفتگو با خبرگزاری آریا اظهار داشت‌: «امروز در حالی که 36 ساعت به پایان مرخصی 10 روزه نبوی مانده بود براساس درخواست قبلی دادگاه که باید خود را معرفی می کرد همراه همسرش به دادگاه انقلاب مراجعه کرد. موکلم پس از اطلاع از دستور رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی دایر بر معرفی خود به بند 2 الف در زندان اوین این اقدام را انجام داد اما یک ساعت پیش به اوژانس بیمارستان خاتم الانبیا منتقل شد و در انتظار دستور پزشک مربوطه است.»
صالح نیکبخت ادامه داد: «با توجه به اینکه 3 پزشک بهزاد نبوی اعلام کرده اند که او نباید به زندان بازگردد اینجانب موضوع را به ریاست قوه قضاییه و دادستان کل کشور و دادستان تهران منتقل خواهم کرد.»

نوشتن دیدگاه

یورش وحشیانه مامورین سرکوبگر و بازداشت بیش از15 نفر از مادران عزادار

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نیروهای سرکوبگر ولی فقیه به سوی مادران یورش بردند و بیش از 15 نفر از مادران عزادار را دستگیر و به نقاط نامعلومی بردند .
روز شنبه 14 آذر ماه حوالی ساعت 17:00 در حالی که مادران در حال ورود به پار ک بودند و قصد برگزاری تجمعات اعتراضی خود را داشتند با انبوهی از نیروهای سرکوبگر ولی فقیه مواجه شدند.نیروهای انتظامی ،لباس شخصی که با خودرو و موتور سوار و پیاده بودند تمامی نقاط پارک لاله را به اشغال خود در آوده اند.
نیروهای سرکوبگر لباس شخصی بطور وحشیانه ای بسوی مادران یورش بردندو 4 نفر از مادران را دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل کردند. در نقاط مختلف پارک به مادران عزادار و دختران جوان یورش می برند و 11 نفر از آنها را دستگیر و به وان های خود که در میدان آب نمای پارک لاله مستقر بودند انتقال دادند.
آنها در حال گشت زدند در پارک هستند و هر مادری را می بینند مورد اهانت و بدرفتاری قرار میدهندو سپس دستگیر می کنند تا لحظه ارسال این گزارش تعقیب و دستگیری مادران ادامه دارد و حتی در خیابانها اطراف پارک تعدادی از مادران دستگیر شدند. احتمال زیاد دارد که آمار دستگیریها بیش از 15 نفر باشد. آمار بیش 15 نفر اعلام شده توسط شاهدان عینی گزارش شده است. برخوردها با مادران وحشیانه و غیرانسانی گزارش شده است.
نیروهای سرکوبگر ولی فقیه در که در حدود 200 الی 300 نفر تخمین زده می شوند آنها در نقاط مختلف پارک مستقر شده اند.تعدادی از مامورین لباس شخصی که در هفته های گذشته از مادران اقدام به فیلم برداری می کردند امروز مادران شرکت کننده را شناسائی می کنند و اقدام به دستگیری آنها می کنند.نیروهای سرکوبگر دستگیریهای خود را علاوه بر پارک به خیابانها اطراف پارک کشاندند.
گزارش تکمیلی متعاقبا اعلام می گردد.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

نوشتن دیدگاه

محدودیت دسترسی به اینترنت در ایران در آستانه 16 آذر

در آستانه فرارسیدن 16 آذر – روز دانشجو – دسترسی به اینترنت در مناطق مختلف کشور دچار اختلال و محدودیت شدید شده است.
از ظهر امروز شنبه، دسترسی به اینترنت در نواحی مختلف با سرعت بسیار پایین امکان‌پذیر است به نحوی که امکان استفاده عادی برای کاربران اینترنتی در کشور وجود ندارد.تاکنون دسترسی به شبکه اینترنت در مقاطع بسیاری در ایران با محدودیت شدید و اختلال مواجه شده است به ویژه در زمان‌هایی که از طرف حامیان جنبش سبز برای انجام برنامه‌های اعتراضی اعلام می‌شود.

نوشتن دیدگاه

در پاسخ خبر 20:30 ، تکرار ::: پسر شهيد همت : به پهلوي مادرم چنان با باتوم ضربه وارد کردند که ما تا نيمه شب در بيمارستان بوديم

بعد از پخش خبري در صدا و سيما و سپس در 20:30 در خصوص شهيد همت سايت نيمروز آنلاين تصميم به تکرار خبري که دوماه پيش در همين سايت به نقل از روزنامه اعتماد درج گرديده بود نمود .
قضاوت را بر عهده خوانندگان مي گذاريم که راه همت چه بوده و راه مدعيان امروز چه مي باشد !
روزنامه اعتماد به بهانه هفته دفاع مقدس با فرزند شهيد همت گفتگو کرده است. محمد مهدي همت از رنجي که در اين سالها بر خانواده شهيد همت روا داشته اند ميگويد: برادر من پسر کوچک شهيد همت را آنقدر با باتوم زدند که انگار چه جرمي مرتکب شده است. سه بار اقدام به بازداشت او مي‏کنند که دو بار مردم او را نجات دادند و بار سوم يکي از ماموران نيروي انتظامي او را نجات مي‏دهد، به پهلوي مادرم، همسر شهيد همت، چنان با باتوم ضربه وارد کردند که ما تا نيمه شب در بيمارستان بوديم تا کليه‏اش خونريزي نکند
آقاي مهدي همت هنگام شهادت پدرتان چند سال تان بود؟
27 ساله هستم و موقع شهادت پدر يک سال و چهار ماه داشتم.
در اين سال ها به عنوان فرزند شهيد همت حضوري ملموس نداشتيد. علت خاصي داشت؟
در اين سال ها کار ما فقط خون دل خوردن بود. براي مثال لشگر 27 محمد رسول‏الله لشگري است که پدر من تاسيس کرد و نوک پيکان حمله کشور بود، تا اين اواخر فرمانده سابق لشگر 27، هر سال مراسمي را براي شهيد همت برگزار مي کردند و هيچ گاه ما را که خانواده شهيد همت بوديم، دعوت نمي کردند. البته من از عملکرد ايشان چيز قشنگي به خاطر ندارم. من هميشه از اخبار مي شنيدم و با اتوبوس از اصفهان به تهران مي آمدم و در بين مردم در اين مراسم حضور داشتم. اما مراسمي که در سال 86 براي پدرم برگزار کردند مايه ننگ ما بود. آنقدر مراسم افتضاح بود که همه مي گفتند ما براي مظلوميت حاج همت گريه کرديم.
اين مراسم مرا به ياد کسي مي انداخت که فقط با دولا راست شدن نماز مي خواند و در اين نماز خواندن حضور دل ندارد. هر سال تاريخ و مکان برگزاري مراسم مشخص بود اما در آن سال مکان و تاريخ را تغيير دادند. يکي از دوستان مي گفت مراسم مادر دوستش گرم تر از اين مراسم برگزار شده بود. مراسم هر سال آخرين پنجشنبه يي که به 17 اسفند نزديک تر بود در سالن دعاي ندبه بهشت زهرا (س) برگزار مي شد و اين روند پس از شهادت هر سال ادامه داشت. اما اين بار به جاي سالن ندبه، مراسم در يکي از مساجد کوچک مرکز شهر در يک منطقه شلوغ که طرح ترافيک هم بود، برگزار شد و تاريخ برگزاري مراسم هم تغيير کرده بود و بسياري از کساني که اطلاع نداشتند، در تاريخ اعلام شده قبلي به سالن دعاي ندبه مراجعه کرده بودند در حالي که مراسم بدون اطلاع بعدي در مکاني ديگر برگزار شد. به هر ترتيب مراسم تغيير کرد.
کساني که مي توانند در مورد شهيد همت به خوبي صحبت کنند، دعوت نمي شوند و هر سال فقط دو سه نفر هستند و آنها صحبت هايي را مطرح مي کنند. پس از آن شکايت کردم و به گوش مسوولان رساندم که اگر قرار است مراسم اين گونه برگزار شود، اين مراسم را ديگر برگزار نکنيد. پس از آن آقاي سردار همداني قائم مقام بسيج کل کشور به جاي آقاي کوثري آمدند و مراسم را برگزار کردند. آن سالي که آقاي همداني مراسم را برگزار کردند و ايشان براي نخستين بار ما (خانواده شهيد همت) را به مراسم دعوت کردند، مراسم خوبي بود. پس از آن هم با توجه به اعتراض من به نحوه برگزاري مراسم در سال 86، در سال 87 مراسمي را در سالن وزارت کشور برگزار کردند. مراسم باشکوهي بود و سالن وزارت کشور تا آن موقع چنين جمعيتي را به خود نديده بود. البته قرار بود سخنران آن مراسم نيز آقاي احمدي نژاد باشد که با مخالفت هاي ما اين امر صورت نگرفت.
اين گلايه ها…
برخوردها و رفتارهاي مسوولان علت اصلي انزواي ماست. در واقع نوع برخوردها، نوع توقعات، نوع نگاه ها و ارزش ها تغيير کرده اند. مسائلي که از طرف مدعيان انقلاب ارزشمند بود، اکنون تبديل به ضدارزش شده است و در واقع مسائلي که براي ما ارزشمند است، اکنون براي ديگران ارزشمند نيست. برخي دوستان گاهي مي گويند چرا هيچ گاه صحبت نمي کني؟ چرا سکوت کرده يي؟ مي گويم اگر آبرويي هم اکنون براي حاج همت نزد مردم وجود دارد به دليل سکوت ماست. چيزي نگفتم که بعداً تهمتي به فرزندان شهيد همت نزنند و حاج همت را بدنام نکنند.
نحوه برخورد مسوولان در سال هاي اخير و به خصوص حوادث پس از انتخابات را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
به نظر من اتفاقاتي که هم اکنون پيش آمده، نتيجه برنامه ريزي ها و سرمايه گذاري هاي سال هاي قبل است که اکنون برداشت مي شود. اکنون مردم فکر مي کنند من به عنوان فرزند شهيد همت از زندگي و رفاه بالايي برخوردارم و از بانک مرکزي کانالي به منزل ما باز شده است. در حالي که اين گونه نيست. مثالي برايتان عنوان مي کنم. من در دوران دبيرستان در مدرسه تيزهوشان قبول شدم اما به دستور بنياد شهيد اصفهان از ثبت نام من ممانعت به عمل آمد. زماني که من در دانشگاه قبول شدم آقاي سليماني با هماهنگي آقاي فروزنده رئيس وقت دانشگاه آزاد از ثبت نام من جلوگيري کردند.
دليلي عنوان نکردند فقط يکسري مشکلات را مطرح کردند. در واقع به گونه يي عمل کردند که من نتوانستم ثبت نام کنم. چهار پنج سال بعد با آقاي جاسبي مساله را مطرح کردم. آنها بلايي سر ما آوردند که مي خواهند ما را با ارزش هاي پدرم و امام بد کنند. در سال هاي گذشته اين مسائل به صورت پنهاني وجود داشت اما اين اقدامات علني شده است. وقتي مي شنوم فرزند دکتر بهشتي را بازداشت مي کنند و هيچ کس هم در اين نظام کاري انجام نمي دهد و با 200 ميليون تومان پول نقد او را آزاد مي کنند، پس خدا به داد ما برسد کمااينکه به سراغ من هم آمدند. من اصلاً از اين وضعيت تعجب نکردم چرا که انتظار اين اتفاقات و حتي بدتر از اين را هم داشته و دارم. من با مسوولان کاري نداشتم. ما پس از شهادت حاج همت از سياست کنار کشيديم.
در اين سال ها آيا مسوولان در کنار شما و خانواده تان حضور داشتند؟
در اين سال ها به جز آقايان کروبي، محسن رضايي، آقاي دهقان رئيس سابق بنياد شهيد و تا حدودي آقاي خاتمي، هيچ يک از مسوولان سراغي از ما نگرفتند. البته برخي ها نيز هستند که نسبت به ما ارادت دارند اما تحت فشار و محدوديت هايي هستند. از ما عذرخواهي مي کنند که نمي توانند بيشتر در کنار ما باشند.
جريان اينکه در حوادث اخير به سراغ شما هم آمدند، چيست؟
من خواب بودم که مادرم با نگراني آمد و گفت نيروهايي بي سيم به دست آمده اند تو را ببرند. من متاسفم که به عنوان فرزند شهيد همت در نظام جمهوري اسلامي مجبور به انجام اين کار شدم و آن روز فرار کردم. اين فرار تا بعدازظهر ادامه داشت. مي دانستم با اين فرار به اصطلاح آب در لانه مورچه ها ريخته ام اما به مادرم گفتم هر اتفاقي بيفتد، ديگر مهم نيست و من مي خواهم به خانه برگردم. آن روز به هر نحوي قضيه فيصله پيدا کرد. زماني که جويا شدم متوجه شدم آن افراد از غ…ف آمده بودند. البته بعد يکي از مسوولان وزارت اطلاعات با من تماس گرفت و به من گفت اتفاقي برايم نخواهد افتاد. آنها عنوان کردند آن افراد از وزارت اطلاعات نبودند. پس از آن دادستاني هم عنوان کرد کار نيروهاي آنها هم نبوده است. به اين ترتيب همه حاشا کردند و مشخص نشد آنها چه کساني بودند.
سپس در تظاهرات سکوت که در روزهاي نخست اعتراضات برگزار شد، مادر و برادرم در تظاهرات حضور داشتند. بعداً شنيدم يکي از بي سيم به دستان خانواده شهيد همت را در ميان جمعيت شناسايي کرده و مي پرسد دستور چيست و دستور مي آيد که بزنيد و ببريد. برادر من پسر کوچک شهيد همت را آنقدر با باتوم زدند که انگار چه جرمي مرتکب شده است. سه بار اقدام به بازداشت او مي کنند که دو بار مردم او را نجات دادند و بار سوم يکي از ماموران نيروي انتظامي او را نجات مي دهد و به پهلوي مادرم همسر شهيد همت چنان با باتوم ضربه وارد کردند که ما تا نيمه شب در بيمارستان بوديم تا کليه اش خونريزي نکند. به يکي از دوستان هياتي مي گفتم هميشه به هيات مي رويم، روضه پهلوي شکسته حضرت فاطمه را گوش مي کنيم اکنون به پهلوي مادر خودمان اين گونه ضربه وارد مي کنند. البته تهديدات ديگري نيز صورت گرفت اما هنوز به صورت جدي همانند پسر شهيد بهشتي به سراغ ما نيامده اند.
گلايه هاي خود را در مورد تمامي اين سال ها بگوييد.
اولين کتابي که در مورد شهيد همت نوشته بودند کتاب حکايت سرخ است. يکي از انتقادات من اين مساله است. کتاب حکايت سرخ به نويسندگي حجتي از ابتدا تا انتها پر از تحريف و دروغ در مورد پدرم است. اين کتاب با هزينه بيت المال در مدارس کل کشور پخش شد و ما هر چه سعي کرديم، نتوانستيم جلوي انتشار و پخش اين کتاب را بگيريم. زماني که من به دنيا آمدم، پدرم با آن همه مشغله براي ديدن من سريع خودش را رساند طوري که دوستانش مي گفتند گويا به دنيا آمدن تو به او الهام شد و سجده شکر به جا آورد. او به اصفهان آمد و از مادرم تشکر کرد و با اينکه پدربزرگم در گوش من اذان گفته بود، مجدداً اذان گفت و با من اتمام حجت کرد. پدر من اين ميزان لطافت و محبت از خود نشان داد اما اين کتاب در تحريفي کامل عنوان کرده زماني که مهدي به دنيا آمد هر چه به شهيد همت گفتيم بيا، نيامد. هر چه از او خواستيم، شش ماه شد نيامد و نامه داد چقدر مي گوييد بيا و اين کتاب عنوان کرده پدرم گفته پسرم را لباس رزم بپوشانيد و همانند علي اصغر حسين به جنگ بفرستيد. شما ببينيد تحريف تا چه حد؟ زماني که مردم عادي اين کتاب را مي خوانند تصور بسيار بدي از اين شخصيت در ذهن آنها نقش مي بندد.
پس از آن زماني که ديدند شهيد همت بي کس نيست، از انتشار اين کتاب ها جلوگيري به عمل آمد. تنها خانواده شهيد همت نبود که فراموش شدند بلکه مردم و تمامي اين ارزش ها بود که فراموش شدند. هيچ گاه چون پسر حاج همت بودم نه احساس غرور کردم و نه ناراحت شدم. افتخار اين نام را براي خودم داشتم و يک زندگي سخت در اجتماع. بسياري از کساني که مرا مي شناسند، مي ترسند به من نزديک شوند. مي گويند پسر همت است. دردسرساز است. برخي ديگر هم که نزديک مي شوند به اين اميد مي آيند که سوءاستفاده يي کنند.
به سختي دوستان واقعي و ثابتي وجود دارند که بدون ترس و سوءاستفاده دوست باشند. اين مساله زندگي ما را سخت تر مي کند. گاهي چنان تبليغات منفي عليه ما شکل مي گيرد که مردم فکر مي کنند ما چگونه زندگي مي کنيم. خدا را شکر که در اين مدت مشخص شد ما تفاوتي با سايرين نداشتيم و حتي وضعيتي بدتر از مردم داشتيم. شما اکنون مشاهده مي کنيد کساني در مناصب کشوري قرار مي گيرند که نه در انقلاب و نه در جنگ هيچ بهايي نپرداختند. ما کساني هستيم که پيش از اين امتحان خود را پس داده ايم. آنقدر که ما به اين خاک و نظام علاقه منديم، هيچ کدام از کساني که ادعا مي کنند و نان اين نظام را مي خورند، علاقه مند نيستند.
ما روزگار بسيار سختي را گذرانديم که شايد هيچ وقت کسي نفهمد خانواده سرلشگر شهيد همت بوديم. شايد مادرم راضي نباشد که اين مساله را مطرح کنم اما ما در سال 76 پول خريد يک بخاري را نداشتيم.. اينها واقعيات زندگي ما است و در مقابل تفکرات مردم چيز ديگري است. اما اميدوار بوديم براي سايرين اوضاع خوب باشد که اين گونه نيز نبود. الان اوضاع به گونه يي شده است که هر کس به اصول و ارزش ها، ارزش قائل نباشد بيشتر به پيشرفت و ترقي رسيده است. به نظر من بازماندگان جنگ که اکنون حضور دارند و داراي مقامي هستند، مقصرند. بچه هايي که در جنگ مخلص و خوب بودند همه به حاشيه رانده شده اند. درد ما اين است.
مثالي براي شما عنوان مي کنم. از افراد مختلفي که در جنگ حضور داشتند؛ کسي که فرمانده و رشيد و فداکار بوده و کسي که فقط در جبهه ها خرابکاري مي کرده و کاري از دستش برنمي آمده است اکنون شغل آن فرمانده رشيد و تلاشگر راننده تاکسي شده است و شغل آن کسي که در واقع هيچ کاري در جنگ نکرده اکنون فرمانده لشگر شده است. اينها کوچک ترين اتفاقاتي است که براي ما پيش آمده و من بسياري از مسائل را عنوان نمي کنم. مي گويند صدام بد بود. اما همان صدام جنايتکار تمامي فرزندان فرماندهان خود را براي تحصيل به اروپا مي فرستاد. اگر پدر ما وفادار بوده، پس خود ما هم وفاداريم. پس حتماً دليلي يا ترسي وجود دارد که با ما اين گونه رفتار مي کنند. من با بسياري از کساني که صحبت مي کنم، چنان متعصب و جاهلانه رفتار مي کنند و از مسائل بي ارزش حمايت هايي مي کنند که جاهلانه است. تنها کاري که مي توانيم بکنيم اين است که در اين اتفاقات در کنار مردم باشيم. افتخار مي کنم که مردم در تهران مي گويند بسيجي واقعي همت بود و باکري… مردم ما مي فهمند.
هم اکنون اتوبان همت به نام پدرتان است. فکر مي کنيد اين دست اقدامات در حق شهيد والايي چون شهيد همت کافي است؟
آقاي موسوي در بيانيه شماره 12 خود بسيار زيبا عنوان کرده بودند «حرمت هر شخص به فرزند اوست.» اصلاً از اينکه بزرگراه به نام پدرم است، خوشحال نيستم. هر کس يک دهم پدر من معروف بود، هزاران سوءاستفاده از اين نظام مي کرد. من يک شرکت ساده با حداقل درآمد در اصفهان دارم. بسياري از افرادي که از طرف آقايان به عنوان بي حجاب و عدم پايبندي به ارزش اسلامي لقب مي گيرند، بيشتر براي شهدا و جانبازان ارزش قائلند. اما برخي مدعيان براي شهدا ارزشي قائل نيستند. برخي مثلاً خودي هايي که مرا نمي شناسند، بارها جلوي خودم شروع به بدگويي راجع به من کرده اند. دروغ هاي فراواني را در مورد من مطرح مي کنند. حتي مراسم برگزار مي کنند و مي گويند خانواده شهيد همت منحرف شده اند. برخي ها روزي عنوان کردند مهدي همت به دليل اينکه بزرگراه را به نام پدرش کرده اند، شکايت کرده و پنج ميليارد تومان پول دريافت کرده است. من از مسوولان تشکر مي کنم. روزي به آنها گفتم از زماني که خودم را شناختم شما بلاهايي بر سر ما آورديد که من غم پدر نداشتن را احساس نکردم.
از خاطراتي که مادرتان از پدرتان، شهيد همت، برايتان نقل کرده، بگوييد. يکي از مسائلي که پدرم به مادرم عنوان کرده بود، اين بود که از مادرم عذرخواهي کرده و گفته بود متاسفم روزي خواهد آمد که از هر هزار مرد، يک مرد به معناي واقعي در جامعه وجود نخواهد داشت. تنها کسي که بعد از شهادت حاج همت هميشه به ما محبت کرد و هميشه در کنار ما بود آقاي مجتبي صالح پور بود. با اينکه هميشه بلاهاي مختلفي بر سر او آمده است اما باز هم در کنار ما بوده است. ايشان تنها کسي بودند که پدرم بيش از چشم هايش به او اعتماد داشت.
از روزهاي سختي که گذرانده ايد، از فراز و نشيب هاي زندگي بگوييد.
سه سال اول شهادت حاج همت مشکلات زيادي داشتيم. که به لطف و محبت آقاي کروبي مشکلات تا حدودي برطرف شد. اواخر دهه 60 و تمام دهه 70 را با سختي فراواني گذرانديم. بيماري داشتم که پزشکان از درمان من نااميد شده بودند. من در بخش مردان بستري بودم و مادرم در کنار من حضور داشت و در بيمارستان بر سر او فرياد مي زدند که بايد از بخش بيرون بروي و همسرت براي همراهي پسرت در بخش باشد. خب مادر من که نمي توانست بگويد همسرش شهيد شده است. بنابراين همه اين غم ها را در درون خودش پنهان مي کرد. شايد ما نسبت به ديگر خانواده هاي شهدا، سختي ها و مشکلات بيشتري را متحمل شده باشيم.
پدرتان براي حفظ نظام و حفاظت از مرزهاي کشور، دفاع از مردم و براي ادامه آرمان هاي امام خميني و انقلاب جنگيدند و به شهادت رسيدند. فکر مي کنيد اگر پدرتان اکنون حضور داشت، چه عکس العمل و ديدگاهي در مورد حوادث اين روزها و نحوه رفتار با خانواده اش داشت؟
به نظر من اين اتفاقات از همان سال هاي اول برنامه ريزي شده بود. ايمان دارم که حاج همت اين روزها را ديد که آن روزها طلب مرگ از خدا کرد و طلب بخشش از مادرم داشت. زماني که شهيد همت به مکه رفت، سه آرزو از خداوند داشت؛ اولين آرزويش اين بود که در سرزميني نباشد که نفس امام خميني در آن نباشد. دومين درخواستش از خدا اين بود که جانباز و اسير نشود. او از خدا خواسته بود فقط شهيد شود، آن هم زماني که از اولياءالله شده باشد. مي گويند خودشناسي، خداشناسي مي آورد. مي گفت اگر جانباز يا اسير شوم، ممکن است ايمانم را از دست بدهم. سومين درخواستش هم مادرم بود. او مادرم را از خدا خواست و يک جفت پسر مي خواست که ادامه دهنده راهش باشند. به همين دليل قبل از تولد من و برادرم به مادرم مي گفت بچه ها، پسر هستند. پدرم به تمامي آرزوهاي خود رسيد.
حاج همت از آن دست فرماندهاني نبود که فقط در ماشين بنشيند. حاج همت خودش هميشه در کنار بسيجي ها بود. در کدام جنگ در جهان، فرمانده عمليات خودش براي شناسايي مي رود. حاج همت خودش در کنار بچه ها در صف اول حضور داشت. او هيچ گاه خودش و ايمانش را دور نزد. عشق مردم به او به دليل اخلاص اش بود. حتي برخي از همرزمان پدرم تعريف مي کنند که «خمپاره در دو قدمي حاج همت منفجر مي شد و پدرم سالم مي ماند و ما تعجب مي کرديم که حتي يک ترکش به حاج همت اصابت نمي کند،» همين مساله است که نشان مي دهد به آرزوهايش رسيد. او نه جانباز شد و نه اسير. درست در همان زماني که از خدا خواست، شهيد شد. من واقعاً خوشحالم که او نيست که اين روزها را ببيند. من دعا مي کنم که حاج احمد متوسليان هم زنده نباشد.

روزي يکي از دوستان پدرم که جانباز شيميايي است و پس از جنگ براي درمان به کانادا رفت و خانواده اش اجازه ندادند برگردد، با من تماس گرفت. او در آنجا مدرسه دارد و خودش هم تدريس مي کند. گفت مي خواهد برگردد. مي گفت مي خواهد به ايران که مذهب تشيع در آن وجود دارد، برگردد. به او گفتم وضعيت آن گونه نيست که بتواني برگردي، حداقل زندگي ات را نفروش. يک سفر بيا بعداً اگر خواستي بمان. اما او قبول نکرد و حتي مرا سرزنش کرد که «تو از راه پدرت منحرف شده يي و مايه ننگ پدرت هستي.» زندگي اش را فروخت و به ايران آمد. فردي که شيميايي بود و در آنجا يک قرص هم مصرف نمي کرد، به محض ورود به ايران، به دليل خونريزي معده در بيمارستان بستري شد. پس از اينکه به ايران آمد، ديگر با من تماس نگرفت. مدتي گذشت و زماني با من تماس گرفت که روي پله هاي هواپيما در حال بازگشت به کانادا بود.

نوشتن دیدگاه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.